خواجه نظام الملك الطوسي
307
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
« بياييد كه من شما را كارى دارم . » و وقت حج نزديك بود . خلقى بىحد گرد آمدند . ايشان را برداشت و بمكّه برد و راست وقت موسم بود . حاجيان روى زمين « 1 » حاضر آمدند . فرمود كه شمشيرها بركشيد و هركه را يابيد بكشيد « 2 » و دست بر مجاوران و مكّيان داريد . » ناگاه شمشير درنهادند و كشتن گرفتند . و خلايق چون چنان ديدند در حرم گريختند و صندوقهاى قرآن پيش نهادند . و مكيان در سلاح شدند و هركه سلاح داشت برگرفت و بجنگ پيوست . 33 - چون ابو طاهر چنان ديد رسولى در ميان كرد و گفت « ما به حج آمدهايم نه بجنگ . گناه شما را بود كه احرام « 3 » ما را بشكستيد و يكى را از ما بىگناه بكشتيد تا ما را حاجت افتاد دست بسلاح كردن . و اين خبر در جهان پراكند كه مكيان دست بسلاح مىكنند و حاجيان را مىكشند ، نيز هيچ كس رغبت حج نكنند و اين راه فروبسته شود و شما زشتنام شويد . حج بر ما بزيان مىآوريد ، بگذاريد تا حج كنيم . » مكيان پنداشتند « مگر راست مىگويد ، ممكن باشد كه كسى را با ايشان لجاجى افتاده باشد و دست بسلاح « 4 » برده و يكى را زده . » بر آن بنهادند كه از هردو جانب شمشيرها در نيام كنند و سوگند خورند بمصحف قرآن و بدانچه كفارتش نباشد كه نيز جنگ نكنند و مكيان بازگردند و صندوقها باز در حرم برند « تا ما بايمنى كعبه را زيارت كنيم [ 138 b ] و شرايط آن بجاى آريم . » مكيان و حاجيان با سلاح سوگند بخوردند و ابو طاهر و مردمان او چنان كه درخواستند سوگندها بخوردند و بازپس شدند و سلاحها بنهادند . مكيان بازگشتند و صندوقها باز جاى بردند و حاجيان به زيارت و طواف مشغول شدند .
--> ( 1 ) - زمين NP - : CK ( 2 ) - و هركه را يابيد بكشيد NP - : CK ( 3 ) - حرم NC : احرام K : حج P ( 4 ) - بسلاح CK : بصلاح N